
آغاز ماه مهر، زادروز استاد شجریان بود. امروز دلتنگش بودم و حالش را از دوستی پرسیدم. همچنان با شیمی درمانی، در جدال با بیماری ست. بهبودی اش را آرزومندیم که صدای مردم دل خسته ماست. هر کجا هست، خدایا به سلامت دارش.
دوستی دیرینه اش با ه.ا. سایه، مضمون شعری زیبا شد که خالی از گله نبود و اکنون، بازخوانی اش خالی از لطف نیست:
رفتي اي جان و ندانيم كه جاي تو كجاست
مرغ شبخوان كجايي و نواي تو كجاست
چه پريشانم از اين فكر پريشان، شب و روز
كه شب و روز، كجايي و كجاي تو كجاست
زیر سرپنجه گرگیم و جگرها خون است
ای شبان دل ما، ناله نای تو کجاست
كوه از اين قصه پر غصه به فريـاد آمد
آه و آه از دل سنگ تو، صداي تو كجاست
دل ز غم هاي گلوگير، گره در گره است
سايه، آن زمزمه گريه گشاي تو كجاست

تصنیف فریاد، کار مشترک او با استاد حسین علیزاده است؛ بشنوید: