به سکوت سرد زمان، به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسی، نه کسی را درد زمان

حسین زمان خواننده ای محروم از خواندن است. او چه در زمان جنگ هشت ساله که درس و مشقش را در آمریکا رها کرد و راهی جبههها شد و چه در این سالها، همیشه کنار مردم بودن را انتخاب کرده است. حسین زمان در این سال های ممنوعیت، ترانه “لالایی” را خواند و تقدیم به مادران شهدای جنبش سبز کرد، ولی این روزها خسته است؛ خسته از ۱۵ سال ممنوع الکاری و بی توجهی، خسته از وعدههای به انجام نرسیده و خسته از یارانی که حتی حالی از او نمیپرسند. او همهی راهها را رفته و با همه صحبت کرده ولی هنوز مشکلش حل نشده است، برای همین تصمیم آخر را گرفته و میخواهد تا در مقابل وزارت ارشاد حضور یابد و مشکلش را در خیابان و در مقابل وزارت ارشاد پیگیری کند تا شاید صدایش را مردم و آنها که گوش هایشان را گرفتهاند، بشنوند.

حسین زمان در گفت و گو با امتداد در این باره میگوید: من همهی تلاش خود را کردم تا بتوانم محرومیت ۱۵ ساله خود را از بین ببرم و حق خود را مطالبه کنم تا بتوانم در عرصه هنر فعالیت داشته باشم. اما متاسفانه این مساله نه در دولت اول روحانی و نه در دولتهای قبلی حل نشد. وی میافزاید: ۱۵ سال محرومیت، زمان کمی برای یک هنرمند نیست. لحظه لحظهی این سال ها را از دست دادهام و هیچ کدام دیگر قابل بازگشت نیست. گوش شنوایی وجود ندارد و به جرات بگویم که تاکنون کسی همت جدی برای حل این مشکل نداشته است. انتظار داشتم در دولت حسن روحانی اتفاق مثبتی رخ دهد و بتوانم حق خود را بگیرم. از ابتدا که مراجعه کردم، هربار وعدهی آینده را دادند و مسوولیت را گردن دیگری انداختند. نهایتا مقامات وزارت ارشاد گفتند تصمیم ممنوع الکاری اینجانب دستور از بالا بوده است و پس از پیگیریهای مکرر، من را به نماینده وزارت اطلاعات ارجاع دادند. در دفتر حراست وزارت ارشاد، نمایندگان وزارت اطلاعات با من صحبت کردند که بیشتر شبیه به بازجویی بود تا گفت و گو. من از این آدم ها انتظار بیش از این داشتم، انتظار داشتم تا همدردی کنند و بگویند مشکل را فهمیده و درک می کنند نه اینکه سکوت کنند و حرف نزنند، این نوع رفتارها از هرچیز دیگری درد آورتر است.
نهایتا فکر می کنم کسی باقی نمانده باشد که برای احقاق حق خود به او مراجعه نکرده باشم. مشکل من در کنار مشکلات دیگرانی که حقی از آنها ضایع شده شاید چندان بزرگ نباشد، اما قبول کنید که گوشه نشینی اجباری برای هنرمند و اینکه نتواند فعالیت کند بسیار دردآور است. در این ۱۵ سال که به زور و اجبار فعالیت نکردم به اندازه ۱۵۰ سال پیر شدم. برای هنرمند، سخت، درد آور و ناراحت کننده است که نتواند کار خود را انجام دهد. آخرین کاری که تصمیم دارم انجام دهم این است که در مقابل وزارت ارشاد بایستم و با فریاد و یا سکوت حق خود را مطالبه کنم. صدایم را به گوش عدهای بیشتر برسانم تا یک اقدامی کرده باشم که تاثیر تاریخی داشته باشد. در نظام جمهوری اسلامی متاسفانه برخلاف چیزی که مدعی هستند که عدالت و حقوق مردم را رعایت می کند حتی برای یک هنرمند، کمترین حقی قایل نیستند. در این ۱۵ سال کسی شجاعت نداشت که بگوید به چه دلیل نمیتوانم بخوانم و کنسرت داشته و آلبومی بیرون دهم. اگر می گفتند یه این جرم و گناه نمی توانی دلم نمی سوخت، اما متاسفانه وقتی سکوت می کنند، حرفی نمی زنند و پشت دیوار قایم میشوند. این ظلم و بی عدالتی فرد را مجبور می کند که عکس العمل نشان دهد و دست این افرادی که خیلی تظاهر می کنند را رو کند تا واقعیت روشن شود.
حسین زمان در پایان تاکید می کند: حقیقتا دیگر از کسی توقعی ندارم. برای آرمانمان هرچه داشتم را در حد توان هزینه کردم اما حتی از دوستان نیز حرکت و کمکی ندیدم. هیچ کس جلو نیامد و کمکی نکرد، همدلی و همدردی نکردند. حساب آنها را جدا واگذار می کنم به خودشان. حداقل در زندگی خودشان درست تصمیم بگیرند و وقتی مردم و جامعه را فرا می خوانند برای یک حرکت، هنگامی که به مقصد رسیدند مردم را فراموش نکنند و آدم ها فقط ابزار و وسیلهی رشد خودشان نشود.

حسین زمان فارغ التحصیل رشته الکترونیک و مخابرات از دانشگاه صنعتی اصفهان نیز هست و اخیرا شغل مرتبط با آن را هم در جزیره کیش از او گرفته اند. مصاحبه اش را با انصاف نیوز ببینید، بشنوید و بخوانید:
http://www.ensafnews.com/88684
این هم مجموعه ای از ترانه های اوست که در اینجا می توانید بشنوید:
به مهندس حسین زمان پیشنهاد می کنم از فردا تا پایان سال، هر روز در ساعت مشخص در مکانی عمومی مانند پارک ملت یا پارک لاله برای مردم بخواند و با آنان سخن بگوید؛ تا سیه روی شود هر که در او، غش باشد.
ما را در سایت جامعه کلنگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142